كاخ رياست جمهوري در زلزله هائيتي

 

درگذشت كارمندي كه مانع پيشرفت بود

یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود: دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.

 در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است. این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند.

رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.

آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:

تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید. زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدینتان، شریک زندگیتان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید. مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است. خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید. دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است!

پ.ن: منبع ایمیل و وبلاگ ذهن خاكستري

عشق ممنوع

“آه اي دخترك!

من از راه قلب تو دور مي شوم

زيرا كه عشق تو ممنوع است.”

حكايت عمر آدمي

ايميل فرستاده شده از يكي از دوستان:

خدا خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب
آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری
سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و
پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.

خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال
برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و
خداوند آرزوی خر را برآورده کرد…

************ ********* ********* ********* ***
خدا سگ را آفرید و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین
دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند
خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن
من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد…

************ ********* ********* ********* ***
خدا میمون را آفرید و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه
به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی
داد و بیست سال عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی بود.

میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال
عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

************ ********* ********* ********* ***
و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق

//
هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و
سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو
بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی
برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست
و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد…

و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند…!!!

و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می
کند ، و مثل خر بار می برد…!!!
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در
آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد…!!!

و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه
آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند…!!!

و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست

ذهنهاي مشابه

در سايت similarminds لينكي وجود دارد كه با مطرح كردن تعدادي سوال به شما مي گويد كه شبيه كدام رهبر سياسي هستيد:

http://similarminds.com/leader.html

 

اولین قدم برای موفقیت

منبع: www.mardoman.net

اخیراً با بهترین نمونه ای که بر اهمیت این مسئله تاکید می کند روبه رو شدم. نمی دانم نوشته چه کسی بود اما آن را در کتابی پیدا کردم.

این نوشته “تقصیر خودت است” نام دارد:

اگر از شغلت متنفر هستی و تصمیم می گیری که در همان کار بمانی، تقصیر خودت است. ا

گر کسی کار بهتری به تو پیشنهاد می کند اما برای آن لازم است که به شهر دیگری سفر کنی، تقصیر خودت است.

اگر تصمیم می گیری که در دوره ای از زندگیت که کار می کنی هیچ پولی پس انداز نکنی، آخرش در سن 65 سالگی ورشکسته و مقروض باقی بمانی، تقصیر خودت است. ا

گر تصمیم می گیری که هیچ مطالعه ای در زمینه رشته کاریت نداشته باشید و به همین علت هیچوقت ترفیع نگیری، تقصیر خودت است.

اگر تصمیم می گیری که بیشتر از آنچه که درمی آوری خرج کنی، و فقط به فکر ارضای هوس هایت باشی، تقصیر خودت است.

اگر تصمیم می گیری که همه وقتت را صرف انجام فعالیت های بیخود و بی معنی کنی و همه مسائل مهم زندگی را فراموش کنی، تقصیر خودت است.

اگر تصمیم می گیری که کتاب های روانشناسی مطالعه نکنی و به همین علت با راه و روش های پیشرفت آشنا نشوی، تقصیر خودت است.

اگر تصمیم می گیری هر روز چند پاکت سیگار بکشی و به خاطر همین بعدها سرطان ریه بگیری، تقصیر خودت است.

اگر تصمیم می گیری که برای ایجاد یک رابطه عاشقانه با همسرت اصلاً وقت نگذاری و به همین خاطر همسرت از تو طلاق می گیرد، تقصیر خودت است.

اگر زندگیت خوب پیش نمی رود و تو تصمیم می گیری که هیچ کاری برایش نکنی، تقصیر خودت است.

 اگر تصمیم می گیری که به هیچ کس دیگر در زندگیت کمک نکنی و آخر سر تنها می مانی، تقصیر خودت است.

اگر تصمیم می گیری اهدافی انتخاب کنید که فقط به سود خودت است و به همین خاطر کسی حمایتت نمی کند، تقصیر خودت است.

اگر تصمیم می گیری که هیچوقت خدا را عبادت نکنی و به همین خاطر خدا در زندگی کمکت نکی کند، تقصیر خودت است.

 پس اولین قدم برای موفقیت در همه مراحل زندگی چیست؟ اولین قدم این است که مسئولیت شخصی وضعیتتان، اینکه کجا هستید، چه دارید و برای چه خلق شده اید را گردن بگیرید. تنها کسی که مسئول وضعیت زندگی شماست، خودتان هستید. شما نمی توانید گذشته را تغییر دهید اما می توانید مسئولیت کنترل آینده تان را قبول کنید. تنها کاری که باید بکنید این است که تصمیم بگیرید. همین الان تصمیم بگیرید که مسئولیت شخصی تبدیل آینده تان به آنچه که می خواهید را بر عهده بگیرید.

عكسي از Aykaan.K

عكسي از Aykaan.K با نام Fièvre:

Fièvre

smoking

 

زلزله جنوب شرق تهران 25مهر 88

26 مهر 1388

نكته اصلي اين زلزله اين بود كه اين گسل تا حالا اصلا براي كسي مهم جلوه نكرده بود در حالي كه منطقه جنوب تهران سابقه حداقل دو زلزله با بزرگاي بيش از 7 را دارد و همچنين بافت مسكوني جنوب تهران نيز به لحاظ ساختار، آسيب پذير ترين منطقه تهران است. در ادامه ، نكات اصلي پست دكتر زارع را در مورد اين زلزله آورده ام    (منبع: http://mehdizare.blogspot.com/2009/10/blog-post_18.html):

اهميت زلزله ديروز در جنوب شرق تهران – درسهايي كه بايد بياموزيم زلزله ديروز در جنوب شرق تهران داراي اهميت بالايي بود. درسهای ذیل را باید از این اتفاق دیروز با هم مرور کنیم :

 - با بزرگاي ۴، موجب هشدار لرزه خيزي در گستره با جمعيت تقريبي ۱۵ ميليون نفر شد.

- ياد آور شد كه زمينلرزه ها در جنوب تهران اهميت فوق العاده به لحاظ ريسك زمينلرزه در تهران و منطقه اطراف آن دارند . منطقه جنوب و جنوب شرق تهران جايي است كه زمينلرزه هاي تاريخي سال ۸۵۵ و ۸۶۴ و ۹۵۸ در محدوده شهر باستاني ري – بزرگاي حداقل دو زمينلرزه ۸۵۵ و ۹۵۸ بيش از حدود ۷ بوده – موجب خرابي كامل اين شهر در سه نوبت در بيش از هزار سال پيش شده اند.

 از لحاظ زمين شناسي اتفاقي كه قبلا در زمين رخ داده امكان تكرار در همان منطقه دارد.

-  - در طی سال های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۰ میلادی – ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹ شمسی – در کشور الجزایر گروهی زلزله شناس الجزائری و فرانسوی بر روی پهنه گسل الاصنام در منطقه جنوب غرب الجزیره – پایتخت -مطالعه و برداشت لرزه نگاری انجام می دادند. این منطقه به دلیل رخداد زلزله مهم در ۷ سپتامبر ۱۹۳۴ در العبادیه در شرق الاصنام با بزرگای ۵ و زلزله مخرب ۹ سپتامبر ۱۹۵۴ در بنی راشد در شرق شهر الاصنام- اشلف یا نام دوران استعمار فرانسه : اورلانزویل – با بزرگای ۶.۷ بود. در طی یکسال یادشده قبل از اکتبر ۱۹۸۰، هیچ زمینلرزه ای کوچک یا بزرگی بر روی گسل الاصنام رخ نداد ، ولی در ۱۰ اکتبر ۱۹۸۰ زمینلرزه ای با بزرگای ۷.۳ در الاصنام موجب تخریب کامل و مجدد این شهر شد و باعث شد تا حدود ۵۰۰۰ نفر کشته و ۹۰۰۰ نفر مجروح شوند. به ویژه آنکه در زلزله سال ۱۹۵۴ عملا یکبار الاصنام به شدت تخریب شده بود. به هر حال زمینلرزه ۱۹۸۰ اتفاق افتاد، در حالی که یکسال قبل از آن ظاهرا سکوت و آرامش در منطقه برقرار بود. پس آرامش موقت در مناطقی که از نظر لرزه زمینساختی فعال هستند نباید به معنی عدم فعالیت یا خاموشی تلقی شود. این موضوع نشان از اهمیت توجه به شواهد لرزه زمینساختی برای گسل های فعال و به ویژه اهمیت پهنه های زمینلرزه های تاریخی در سرزمینهایی فعال از نظر لرزه زمینساختی وبا سابقه تاریخی کهن مثل ایران دارد. – به دلیل همین موضوع که در بند قبل از زلزله الاصنام مثال آوردم ، یادآور می شوم که به زلزله های تاریخی ری و محدوده تهران با دقت بیشتر باید توجه کنیم

پل Millau Viaduct

اين پل قسمتي از آزادراه شماره E11 است كه پاريس را به بارسلون وصل مي كند. اين پل با ارتفاع 240 متر و ارتفاع كل 336 متر، بلندترين پل در دنياست. ارتفاع آن حتي از برج ايفل نيز بيشتر است.

جالب است كه اين پل، مستقيم نيست. طراحان پل عقيده داشتند كه غير مستقيم كردن مسير آن، احساس شناور بودن را در هنگام رانندگي به دست مي دهد.

براي ديدن عكسهاي بيشتر روي ادامه كليك كنيد:

ادامه نوشته »