نتيجه بازي

پنج شنبه 21 خرداد 1388

به نظر مي رسد مناظره هاي انجام شده توسط كانديدا ها تاثير مستقيم و شديدي روي راي و نظر مردم داشت. هيچ كدام از نطقهاي تلويزيوني و راديويي و يا سفرهاي انتخاباتي كانديداها نيز به اين اندازه موثر نبود. مناظره ها به صورتي انجام شد كه ته فكر و ايده هاي همه كانديدا ها براي مردم و شايد هم براي خودشان روشن شد.

بعد از ديدن مناظره ها ، نظر بسياري از مردم نيز مانند من برگشت. خود من قبل از مناظره ها با توجه به تيم هاي كاري و اجرايي معرفي شده توسط كانديدا ها و يا افرادي كه همه كاره ستادهاي آنها هستند و سوابق قبليشان، روي كانديداي خاصي نظر داشتم اما بعد از ديدن همه مناظره ها نظرم عوض شد و با توجه به دلايل متعدد، به نظر مي رسد راي من به كانديدايي باشد كه انتخاب چهارم مردم است.

مير حسين موسوي يا طناب غير همجنس

 راهپيمايي حاميان مير حسين موسوي در خيابان آزادي

پنج شنبه21 خرداد 1388

صرف نظر از شخصيت، سابقه و برنامه هاي كانديداهاي اين دوره، چيزي كه در اين انتخابات نمود دارد اين است كه طرفداران مير حسين موسوي، كروبي و رضايي بيشتر به فكر راي نياوردن احمدي نژاد هستند تا راي آوردن خودشان و اين را خود مير حسين موسوي نيز در مناظره ها بيان كرده كه براي جلوگيري از ادامه وضعيت خطرناك كشور به ميدان آمده است.

بسياري از طرفداران مير حسين نيز تنها همين هدف را دارند و دليل اصلي آنها براي طرفداري از وي و عدم طرفداري از كروبي يا رضايي نيز احتمال راي آوري بيشتر وي است.

به اين ترتيب، دراين زنجيره طرفداران سبز مير حسين ، معجوني از افراد متفاوتي ديده مي شود كه هيچ سنخيتي با هم ندارند و از آن مهمتر اين كه اساسا مير حسين نيز هيچ سنخيتي با آنها ندارد. دختران و پسراني كه چندان حجابشان را رعايت نمي كنند چه سنخيتي با مير حسين دارند؟. نشانه عدم سنخيت هم اين كه سايت قلم نيوز عكس دختران كم حجاب طرفدار مير حسين را در سايت نگذاشته و در همه گزارشهاي تصويري از گردهماييها، اين گونه عكسها را حذف كرده در حالي كه در سايتهاي ديگر به راحتي قابل دسترسند.

اين موضوع در خيل احزاب و گروههاي طرفدار مير حسين نيز ديده مي شود. مثلا حزب مشاركت با آن اصلاح طلبان جدي مانند صفايي فراهاني و محمدرضا خاتمي و … يا حزب كارگزاران با آن ديدگاههاي اقتصادي و يا ملي مذهبي ها با آن افكار آزاد. اينها از نظر افكار و سابقه و رفتار، هيچ كدامشان كوچكترين شباهتي به مير حسين ندارند و تنها به خاطر حذف احمدي نژاد حاضر شده اند به كانديدايي مير حسين تن دهند.

موضوع اين جاست كه همه مير حسين را روشن فكر و اصلاح طلب مي پندارند و اين شائبه به علت حمايت رسمي احزابي مانند كارگزاران و مشاركت ايجاد شده است در حالي كه يك سوء تفاهم بزرگ بيشتر نيست.

موسوي هيچ گاه نگفته كه اصلاح طلب است. هيچ گاه هم حرف اصلاح چيزي را نزده بجز حرفهاي كلي اصلاح سياستهاي چهار سال اخير. او خود متهم به دوري از مسائل روز به خاطر بيست سال دوري از مسئوليتهاي اجراييست اما در فرصت نطق اول خود در تلويزيون چند مثال از دوره جنگ زد، دو سه مثال از دوره امير كبير و يك مثال هم از دوره شاه عباس و دريغ از يك حرف و فكر و انديشه امروزي. بقيه نطقش هم تكرار احساساتي انتقادهاي مردم از احمدي نژاد بود در حالي كه وي مي بايست و مي توانست به صورت خيلي علمي و معقولانه سياستهاي احمدي نژاد را به چالش جدي بكشد اما نتوانست.

در مناظره با احمدي نژاد هم با آن همه آتو از سياستهاي اقتصادي و اجرايي احمدي نژاد نتواست حتي يكي از آنها را به خوبي بيان كند وبه كرسي بنشاند حالا چنين كسي چگونه مي تواند يك رفرم مورد انتظار آن دختران و پسراني را كه جزو نهضت سبز شده اند را جلو ببرد.

اساسا تيم اقتصادي كه وي دور خود در ستاد جمع كرده مانند دكتر فرشاد مومني هم كاملا از تيپ و افكار تيم اقتصادي و سياستهاي اقتصادي احمدي نژاد هستند و كوچكترين اثري از اعضاي مشاركت يا ملي مذهبي ها يا اقتصاددانان روشن فكري مانند فريبرز رييس دانا يا امثال وي نيست. براي همين هم كساني مانند محمدرضا خاتمي در سكوت مطلق خبري هستند چون اصلا مير حسين در بازي به آنها سهم نداده و نخواهدداد چون اصلا به افكار آنها معتقد نيست. در بعد فرهنگي نيز همين طور.

لازم به ذكر است كه روشن فكر ترين آدمهاي كارگزاران مانند كرباسچي و محمد علي نجفي عليرغم حمايت رسمي حزبشان از مير حسين به كاروان كروبي پيوستند و يا آدمهايي مانند عباس عبدي و مهاجراني و جميله كديور نيز همين طور.

خلاصه اين كه طرفداران فعلي مير حسين موسوي تنها براي حذف احمدي نژاد به يك طناب غير همجنس با خود آويزان شده اند كه اصلا نمي دانند وي در صورت پيروزي آنها را به كجا خواهد برد. و اين موضوع كاملا خطرناك است. اين كه مير حسين در دوره جنگ يعني بيست سال پيش چه كار كرده موضوع چندان اثر گذاري نيست چون اين سوال براي هر چهار كانديدا مشترك است و در آن دوره بيشتر مردم انقلابي بودند با افكار مخصوص آن. اما اين مهم است كه مير حسين زماني كه عصباني مي شود به مجري مي گويد من يك انقلابي ام و بايد حرف بزنم. و يا اين كه هنگام صحبت با محسن رضايي در باره اصل 44 (خصوصي سازي) مي گويد اجازه بدهيد قسمتي از فرمان هشت ماده اي امام را بخوانم.

فكر مي كنم در مناظره ها بيشترين ضربه را محسن رضايي به او زد كه نشان داد وي قلبا هنوز هم به اقتصاد دولتي معتقد است و اين كه مي گويد آن سياستها براي زمان جنگ بوده تنها با زبان است.

من فكر مي كنم بهترين حرف را در اين مورد محمد علي ابطحي – معاون رييس جمهوري در زمان خاتمي – زده كه گفته مير حسين مانند يك هندوانه در بسته است كه كسي نمي داند از داخل آن چه چيزي در مي آيد.

درس مناظره هاي انتخاباتي براي مسئولين

تصوير اصلي را ببينيد

21 خرداد 1388

مناظره هاي انتخاباتي اين دوره اين حسن را داشت كه چند پله، كيفيت و سطح مبارزات انتخاباتي ايران را بالا برد. ديگر رقباي انتخاباتي به همديگر تعارف پرت نمي كردند و يا نمي گفتند كه تنها براي احساس وظيفه و خدمت آمده ايم و يا اين كه تنها به بيان نظرات كلي خود بسنده كنند. آنها حتي شديد ترين اتهامها را به همديگر و نيز مستقيما به حاميان رقبا وارد كردند آن هم در تلويزيون با آن تعداد بيننده.

كانديداها مجبور شدند يك برنامه هر چند سطحي جور كنند و به خورد طرفدارانشان بدهند و از طرف ديگر هر كدام از آنها غير از احمدي نژاد برنامه هايي را براي سيستم اداري كشور اعلام كردند كه در حقيقت يك تغيير drastic يا فاحش محسوب مي شود (مانند روش تقسيم پول نفت و يا فدرالي كردن اداره كشور). انگار كسي كه مي خواهد رييس جمهور بشود حتما بايد يك تغيير اساسي در سيستم اجرايي دولت بدهد.

اين موضوع به ميان مردم نيز كشيده شد و مبارزه هاي انتخاباتي و تلاشها براي راي جمع كردن با شور و حرارت هر چه تمام تر توسط خود مردم پيگيري شد. اما درسي كه اين موضوع براي مسئولين ما بايد داشته باشد اين است كه آنها حدود سي سال است كه همه را از ابراز نظر، انتقاد و هر گونه افشاگري و حتي صحبت در باره خطاهاي فاحش دست اندر كاران اجرايي بر حذر مي دارند و توجيه آنها نيز حفظ نظام، حفظ اسلام و يا مصلحت مملكت بوده است.

اما در اين دو هفته ديديم كه نه آسمان به زمين آمد نه كسي با كسي درگير شد و نه مملكت به هم ريخت. نمونه اش هم عبور جمعيت طرفداران يك كانديدا كه از مصلي خارج شده بودند از زنجيره سبز طرفداران كانديداي ديگر.

واقعيت اين است كه اگر بيان عقايد و نظرات آزاد باشد و در صدر آنها مطبوعات در پيگيري موضوعات آزاد باشند ديگر خود بخود كسي نمي تواند دست از پا خطا كند زيرا چشمان بيدار هفتاد ميليون ناظر روي كارش سنگيني مي كند. همانطور كه از اين پس نيز افراد كمتري جرات كانديدايي خواهند داشت.

اين حقيقت بايد درسي براي مسئولين باشد كه آزادي مردم براي بيان عقايد و آزادي مطبوعات مي تواند جلوي بسياري از اشتباهات كاري و يا خطاهاي اجرايي را در هر سطحي بگيرد و اين نظارت صدها بار بالاتر از نظارت بر عملكردها توسط پليس و يا نيروهاي امنيتي است.

فردوسي پور و مناظره كانديداهاي رياست جمهوري

14 خرداد 1388

مناظره ديشب احمدي نژاد و مير حسين موسوي نشان داد كه احمدي نژاد از مشاوران تبليغاتي خوبي سود مي برد. او در سال 1384 هم كاملا با چراغ خاموش جلو آمد. چون حضورش نمودي نداشت كانديداهاي ديگر مانند كروبي، هاشمي رفسنجاني، معين و … او را حريف جدي فرض نكردند و نقاط ضعف او را در رسانه ها بيان نكردند و هيچ كدام سعي در تخريب او نكردند و او ناگهان با چند ميليون راي ناقابل به دور دوم رفت و آنجا با ايجاد جبهه با كانديداي ديگر، افراد مخالف او را به خود جلب كرد.

در اين دوره هم با وجود اين كه سه كانديداي ديگر در چند ماه گذشته مستقيما و با احساسات تمام وي را مي كوبيدند اما او در اولين نطق تلويزيوني خود كه هفته گذشته پخش شد اصلا جوابي به آنها نداد و به يك سخنراني معمولي بسنده كرد. اين موضوع باعث شد كه حريفان وي مانند مير حسين نتوانند دست او را بخوانند كه او با چه تاكتيكي مي خواهد از خودش دفاع كند و اساسا چه موضوعاتي را مي خواهد مطرح كند كه پاسخ آن را آماده كنند.

احمدي نژاد ديشب از ابتدا بازي را به ميداني برد كه مير حسين اساسا انتظارش را نداشت و همين باعث شد كه او تا آخر مناظره هم نتواند از شوك ضربه اول رها شود. گرچه او شوكهاي جدي ديگري هم وارد كرد از جمله ماجراي استفاده از گذرنامه وي در فرودگاه و نشان دادن مدرك زهرا رهنورد كه بالاخره متوجه نشديم چه مشكلي داشت.

مير حسين بدون توجه به صحبتهايي كه احمدي نژاد مطرح كرد شروع كرد به خواندن متني كه آماده كرده بود و ادامه مناظره با ترتيبي كه از قبل حدس زده بود و اصلا نتوانست طبق شرايط پيش آمده تصميم درستي بگيرد.

 

اين مجري برنامه هم جالب بود. خنثي ترين آدم ممكن را گذاشتند كه چه بشود. به نظرم اگر به جاي اين مجري، يك ساعت وقت نگهدار شطرنج مي گذاشتند كه هر كدام از طرفين كه صحبتشان تمام شد بزند توي سر ساعت، كار اين مجري بهتر انجام مي شد.

گرچه خنده دار است اما به نظر مي آيد بهتر باشد صدا و سيما براي اين كه مناظره ها مفيد تر و كنترل شده تر باشد از عادل فردوسي پور استفاده كنند. حداقل اين است كه در زمانهايي كه كانديداها به سيم آخر مي زنند مي تواند جلويشان را بگيرد.

حرفهای قبل و بعد از ازدواج!

تصوير اصلي را ببينيد 

پیش از ازدواج……

 پسر: آره. خیلی انتظار برام سخت بود.

دختر: می خوای ترکت کنم؟

پسر: نه! حتی فکرشم نکن.

دختر: دوستم داری؟

پسر: البته! خیلی زیاد!

دختر: تاحالا به من خیانت کردی؟

پسر: نه! این که اصلاً سوال کردن نداره؟

دختر: منو می بوسی؟

پسر: هر فرصتی که گیر بیارم!

دختر: کتکم میزنی؟

پسر: دیوونه ای؟ من از اون جور آدما نیستم!

دختر: می تونم بهت اعتماد کنم؟

پسر: بله!

دختر: عزیزم!

 

بعد از ازدواج……

کافیه عبارات را از پایین به بالا بخونید!

منبع: mardoman.net

همسر البرادعي

پيش بيني انتخابات رياست جمهوري

CA27SPQB

 

 

يكشنبه 3 خرداد 1388

انتخابات امسال رياست جمهوري ايران اين حسن را دارد كه سمت و سوي انتخابات به سوي يك رقابت جدي تغيير پيدا كرده است. علي الظاهر برعكس انتخابات گذشته كه رقبا بيشتر ملايم حرف مي زدند و به هم تعارف پرت مي كردند و سعي مي كردند كه از كنار هم آهسته رد شوند امسال سه كانديداي رقيب احمدي نژاد مستقيما سياستها و عملكرد وي را مورد نقد قرار مي دهند و از ميان اين ها بدتر مهندس مير حسين موسوي است كه با صحبتهاي احساسي اش از نگاه مردم در باره كارهاي دولت احمدي نژاد صحبت كرد. او در يك ماه گذشته هم در سخنرانيهايش همين سياست را در پيش گرفته بوده و جالب آن كه تلويزيون هم اين بازي را پذيرفته است.

بدون تحليل روي عملكرد هيچكدام از اين چهار كانديدا بايد بگويم كه با توجه به اين كه هر سه رقيب همديگر را ول كرده و به رييس جمهور فعلي چسبيده اند خود نشان دهنده اين است كه او حريف اصلي است اما عملكرد انتخاباتي اين سه كانديدا نشان مي دهد كه هنوز كشور ما راه نسبتا درازي تا يك رقابت حرفه اي در انتخابات دارد.

مشكل عمده كانديداها اين است كه استراتژي تبليغاتي براي برنده شدن ندارند. نمي دانند دو ماه قبل انتخابات چه بگويند يك ماه قبلش جهت صحبتها را به چه چيزي تغيير دهند و اساسا چه ژستي در كل ماجرا بگيرند. مير حسين موسوي به جاي حمله منطقي و علمي به احمدي نژاد بيشتر احساسي و مانند مردم كوچه و بازار حرف مي زند. او خود در مظان اتهام دور بودن از مسائل روز است و در عين حال كه در برنامه تلويزيوني چند بار از دوره جنگ مثال مي آورد و حتي مثالها را به دوره امير كبير و شاه عباس نيز مي كشاند.

هدف اين نوشته درستي برنامه هاي مير حسين يا احمدي نژاد يا كروبي نيست بلكه مي خواهم بگويم كه ما هنوز بازي هدفمند و رقابت صحيح را ياد نگرفته ايم و مانند اكثر كارهايي كه مي كنيم بدون برنامه و احساسي و با سبك  ”اين حرفو بگيم بعد ببينيم چي ميشه” است. اساسا به برنامه ريزان براي شكست دادن احمدي نژاد بايد بگويم كه فول اساسي آنها اين است كه حريف راي جمع كني را جلوي او نكاشته اند. مير حسين موسوي هنوز رنگ و بوي بيست سال پيش را دارد، كروبي هم وزن راي خود را در دوره پيش نشان داده و محسن رضايي هم كه آن قدر رايش كم بود كه خودش دوره گذشته از انتخابات انصراف داد.

 بنابراين مهره ها را جوري جلوي رييس جمهور فعلي گذاشته ايد كه خود به خود وي را برنده خواهيد كرد. تقريبا هر سه كانديدا از جنس خود احمدي نژاد هستند و با زبان مردمي فكر مي كنند و سخن مي گويند. هيچ يك علمي و اتو كشيده و يا داراي شخصيت كاريزماتيك و يا بالاخره جور ديگري نيستند. به زبان احمدي نژاد از او انتقاد تند مي كنند و او هم با همان زبان جوابشان را مي دهد.

و اما پيش بيني من بدون توجه به اين كه از نظر من كدام كانديدا برنامه هاي بهتري دارد و يا مناسبتر است اين است كه با توجه به چيدمان كانديداها، احمدي نژاد بطور قطع در دور اول بازي را مي برد.

منظور من از اين نوشتار اين است كه كانديداهاي رياست جمهوري بايد اين توانايي را داشته باشند كه مسير رقابت و برنده شدنشان را درست طراحي كنند و بازي را به خوبي جلو ببرند و در اين صورت است كه مي توان به طراحيهاي درست اقتصادي و اجتماعيشان و همچنين پياده كردن برنامه هايشان اطمينان داشت و گرنه مديريت اجرايي پروژه هايمان هم مثل فوتبال احساسي مان مي شود كه وقتي كارد به استخوان رسيد بايد يك همت جهادي كنيم و از سد حريفان بگذريم.

گوگل: از یک شرکت تا یک روش زندگی

مطلب زير در مورد روش مديريت شركت گوگل از زبان امید معماریان است كه خواندنيست:

گوگل چگونه جایی است؟ موسسه ای که هم اینک یکی ازموفق ترین موتورهای جستجو درجهان را هدایت می کند و با خدمات رایانه ای که ارائه می دهد، کمتر کسی است که روزانه با یکی از پدیده هایی که توسط آن معرفی شده از “جی میل” گرفته، تا “اورکات” وتبلیغات گوگلی و از همه مهمتر جستجوگرهای آن سروکار نداشته باشد.

هفته گذشته وقتی شنیدم که می توانم همراه جمعی از دانشجویان دانشگاه برکلی برای بازدید به شرکت گوگل بروم، خیلی خوشحال شدم. چراکه شرکت “گوگل” درمنطقه کالیفرنیای شمالی علاوه براینکه نام خیلی بزرگی به شمار می رود و ثروت های دات کامی (اشاره به کسانی که ازطریق شرکت های رایانه ای طی چندساله گذشته ثروتمندشده اند) رابه یاد آدم می آورد، چندین اسم خوشنام ایرانی و ازجمله امیدکردستانی را نیزباخود دارد. امید کردستانی و سالار کمانگر.

امید، یکی ازمعاونان ارشد گوگل وطی سالهای گذشته یکی ازستون های اصلی این شرکت بوده است. او و همسرش همچنین در بسیاری ازکارهای عام المنفعه ای که درکالیفرنیای شمالی انجام می شود، مشارکت دارند. همین باعث می شود، گوگل چندان اسم غریبه ای برای ایرانی ها نباشد.

همراه دانشجویانی که بخش عمده شان چینی، ژاپنی وآمریکایی بودند، راهی منطقه Mountain View شدیم، منطقه ای مسطح که هوای زمستانی وپاییزی مطبوع وتابستان گرمی دارد. با ورودبه گوگل، دربخش پذیرش، توسط رایانه ای که روی میزقرارداده شده بود، اطلاعات خودرا وارد کردیم وازآن سوی دیگر یک کارت میهمان، پس ازکنترل با اطلاعاتی که درخصوص حضورماه وجودداشت، صادرشد تا به روی سینه بزنیم. گفته شد که عکاسی وچیزهایی از این قبیل ممنوع است. ظاهرا اگردراثنای بازدید کسی درجریان پروژه ای قراربگیرد که هنوز نهایی واعلام نشده است وازآن استفاده کند، می تواند مورد تعقیب قانونی نیز قراربگیرد. اولین بخشی که مورد بازدید قرارگرفت سالنی بود که درآن یک تخته سفید بسیارعریض نصب شده بود. کارمندان گوگل می توانند ایده های خود را روی این تخته سفید بنویسند. صرف نظر ازاینکه ایده منطقی به نظر بیاید یانه. استفاده ازتصوروخلاقیت های کارمندان، موتور محرکه این ایده بوده است. راهنمای گروه می گوید که چگونه نوشتن این ایده هابرای بخشی ازمهندسان وکارکنان گوگل الهام بخش بوده است. چون ایده ای که ازنظر یک نفرغیرمنطقی اما جالب می آید ممکن است درذهن دیگری به ایجاد یک پدید جالب توجه وبدیع بیانجامد.

بیست درصد زمان کارکارکنان گوگل دراختیارخودشان است تا هرکاری که می خواهند برای گوگل انجام بدهند. درسالنی که تخته سفید مزبورقرارداشت، مجموعه ای ازابتکارات ونوآوری های کارکنان گوگل که با استفاده از همان بیست درصد زمان ساخته شده بود، وجود داشت. راهنمای گروه گفت که ایده هایی مانند اورکات وحتی تبلیغات گوگلی، ازمحل همین وقت های بیست درصدی ایجادشده است. ازمنظر مدیران گوگل، اختصاص چنین وقتی به استقلال وانعطاف پذیری وبازبودن کارکنان گوگل کمک می کند واز روزمره شدن آنها جلوگیری می کند. هم اکنون گوگل چهل دفتردرسراسرجهان دارد.

طی سه سال گذشته کارمندان این شرکت از۳۵۰۰ نفربه ۱۰ هزارنفردرسراسرجهان افزایش پیداکرده است. استخدام کنندگان گوگل، مهندسین زبده را از سراسرجهان و همین طور ازبهترین دانشگاه های آمریکا ازجمله دانشگاه استنفوردو برکلی که درفاصله نزدیکی ازشرکت قراردارند ویا دانشگاه هایی همچون جورجیاتک ودیگرمدارس برجسته، استخدام می کنند.

 ازجمله کارهای جالبی که گوگل به عنوان یک شرکت پیشرو انجام می دهد، پروژه استفاده ازانرژی خورشیدی یا Google Solar Project است که مورد توجه مدیران این موسسه است. وقتی درمحوطه شرکت گوگل قدم می زدیم، می شد کاملا سلول های خورشیدی که بخشی از برق مجموعه را تامین می کنند ، مشاهده کرد. هم اکنون بیش از ۹۰۰۰ سلول خورشیدی (Solar Panel) درسراسرمجموعه گسترده است که به تهیه ۱۰۸ مگا وات برق منجر می شودودر کل نزدیک به سی درصد برق کل شرکت را تامین می کند که با توجه به میزان مصرف برق دراین شرکت رقم بسیاربزرگی را به خود اختصاص می دهد. چنین پروژه هایی گوگل را به شرکتی “سبز” تبدیل کرده است.

درگوگل، تعدادساعت های کارکردن مهم نیست، بلکه این موفقیت درانجام پروژه هاست که مهم است. بنابراین ساعت رفت وآمد ومسائلی ازاین قبیل چندان اهمیتی ندارد. به علاوه تلاش شده تا عواملی مزاحمی که می تواند فکروکارمفید کارکنان را مختل کند به حداقل کاهش دهند. برای مثال، درهرکجای محوطه گوگل (Google Campus) که باشید، درفاصله کمتر از ۱۰۰ فوت جایی برای خوردن غذا، نوشیدنی وتنقلات سالم خواهید یافت، ازبهترین آبمیوه های طبیعی گرفته تا نوشیدنی های مختلفی که به افزایش انرژی وتوان فکری کارکنان می انجامد. درسراسرشرکت گوگل، همچنین رستوران های متعددی وجود دارد که طبیعی ترین غذارا برای کارمندان ارائه می کنند. بهترین مواد غذایی که عمدتا ازسوی کشاورزان محلی تامین می شود. غذاهای ژاپنی، سوشی، غذاهای هندی وهمه چیزهایی که می تواند سلیقه های مختلفی را پوشش بدهد. همه چیزبه هرمقدارمجانی است وکسی دراین خصوص دغدغه ای ندارد. فلسفه کاراین است که می گویندکسی نباید وقتش را برای فکرکردن به غذاهدر دهد.

 هرساله مدیران گوگل کارکنان خودرابرای رفتن به رفتن به منطقه تفریحی “تاهو” که منطقه ای شبیه دیزین وشمشک تهران است ومنطقه اسکی وتفریحات زمستانی کالیفرنیا به شمار می رود، تشویق می کنند. کارکنان برای تجدیدقوای فکری باید ازچنین فرصت هایی استفاده کنند. از دیگرامکاناتی که برای کارکنان گوگل وجود دارد، دسترسی به آرایشگاه، دندانپزشکی، ورزشگاه، لباسشویی، میزبیلیارد، باشگاه بدنسازی ودیگر تجهیزات ورزشی است. درواقع همه کارهایی که در طول روزمی تواند فکر کارمندان را به خود مشغول کند. با این وجود اگرکسی خسته بشود، مدیریت ترجیح می دهد، افراد محل کار را ترک کنند.

مدیران کارمندان را تشویق می کنند تا وقت آزاد خود را با دوستان وخانواده سپری کنند، با این وجود اگر دراثنای کار کسی احساس کسالت وخواب آلودگی کرد، جاهایی برای چرت های کوتاه و گرفتن ماساژ نیز تدارک دیده شده است. درمجموع، محیط کاری درشرکت گوگل به نحوی ساخته شده است، که اگر به کسی پیشنهادکاربشود، عملا برای گفتن نه، بسیاربا مشکل مواجه خواهد بود.

اگر چه هنگامی که از محوطه شرکت خارج می شدیم، یکی ازدانشجویان آمریکایی روبه من کرد ونفس عمیقی کشید وگفت: ” انگارازیک سیاره به سیاره دیگری وارد شدیم.” بعد ادامه داد که چگونه فکر می کند، کارکردن درچنین محیطی که قراراست به همه نیازهای روزمره آدم پاسخ دهد وارتباطش را با دنیای واقعی قطع کند، کابوس است. یکی دیگر ازدانشجویان درخصوص مدیریت افقی این شرکت که درآن مهندسین به معاونان گزارش می دهند وپروژه محوربودن کارکنان وبقیه سیاست های تامین رفاه به شوخی می گفت که چنین نوع سوسیالیسمی، تنها از درون دل کاپیتالیسم درمی آید.

 

ايروان – ارمنستان

IMG_6698c-s by you.

به نظر مي رسد بعد از فتح دوبي توسط اكثر ايرانيان، هم اكنون ارمنستان، كشوري با سه ميليون نفر جمعيت در حال تبديل شدن به يكي از مقاصد گردشگري اصلي مردم ايران است.  اين عكس را در نوروز امسال (1388) در كنار ويترين يكي از مغازه هاي ايروان گرفتم. اولين چيزي كه در ايروان به چشم مي آيد عشق مردمش به پوشيدن كاپشن چرمي مشكي و زدن عينك دودي است. انگار مي خواهند كاملا مانند مافيا به نظر بيايند. تا حدي هم آدم مي فهمد كه كلاهبرداري و ناراستي فقط متعلق به ايران نيست و در بيرون ايران هم مي تواند وجود داشته باشد. اگر بدون تور ليدر در ايروان مي گرديد كاملا مراقب دبه كردنهاي اشخاصي كه با آنها داد و ستد مي كنيد باشيد. مورد ديگري كه در ايروان به وفور وجود دارد اين است كه آنجا همه براي هر كاري كه براي شما انجام مي دهند از ديگران پورسانت مي گيرند و به قول معروف كسي مجاني كاري انجام نمي دهد. پس اگر دوستي در آنجا كمكي به شما كرد زياد خود را مديونش ندانيد. به نظرم ارمنستان براي يك بار ديدن  خوب بود اما تنها با سفر هوايي نه از آن جاده كوهستاني روستايي.

دو عكس ديگر هم در ادامه مطلب آورده شده است.

ادامه مطلب »

سنگفرش هر خيابان از طلاست

اين كتاب نوشته آقاي وو چونگ كيم ، مدير و بنيانگذار شركت كره اي دوو است كه در آن به زيبايي تجربيات خود را با ذكر مثالهاي كاربردي متعدد در اختيار خوانندگان مي گذارد. وي در اين كتاب برعكس تمامي كتابهايي كه از روشهاي موفقيت در زندگي و تجارت گفته اند، روشهايي كاملا عملي و كاربردي شرح مي دهد. اين كتاب در واقع انتقال خالص تجربه ساليان متمادي يك كارآفرين موفق است.

حدود ده سال پيش كه اين كتاب را ورق زده بودم اصلا جذبم نكرده بود شايد به اين علت كه آن زمان كارشناس يك شركت بودم اما الان مي توانم بگويم كه به جاي خواندن ، آن را نوشيدم. اين كتاب به روشني نشان مي دهد كساني مانند آقاي كيم تصادفي به نقطه فعلي نرسيده اند و base فكريشان و به قول بچه ها اساسا سيم پيچي مغزشان با ما فرق دارد. طرز فكرشان و روش برخوردشان با مسائل با مردم معمولي كاملا متفاوت است. من اين كتاب را به هر جنبنده اي كه قصد راه انداختن حتي يك دكه كوچك دارد توصيه مي كنم.

يادم مي آيد سال 1380 به يكي از بستگان نزديكم كه كاسبي اش در آن زمان از رونق افتاده بود و الآن هم مغازه اش را اجاره داده است گفتم كه من حاضرم دو ميليون تومان بدهم و يك ساعت پاي صحبت بنيانگذار گروه شركتهاي كاله بنشينم چون مطمئنا با دانستن افكار و تجربيات شكستها و موفقيتهاي اين آدمها مي شود از نقاط جلوتري مسير را شروع كرد. البته او فقط خنديد اما خواندن اين كتاب به خود من نشان داد كه اين كار تا چه اندازه مي تواند موثر باشد. با اين كتاب،  موسس شركت دوو حاصل تجربياتش را با چند هزار تومان در اختيار خوانندگان گذاشته است.

بعضي جملات كليدي در گفته هاي وي در اين كتاب وجود دارد كه كاملا خالص و تيز است و نام كتاب هم برگرفته از يكي از آنهاست. گرچه برخي گفته هاي وي نشان مي دهد كه دچار سندرم اعتياد به كار است اما به هر حال خواندن كتاب “وو چونگ کیم” مدیر موفق شرکت دوو  را به کسانی که میخواهند کسب و کار موفقی داشته باشند توصيه مي كنم.