سیر گذار دوبی در مسیر توسعه

پنج شنبه 6/10/1386
یادم می آید در سال 1372 تازه بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه، به عنوان یک مهندس صفر کیلومتر (و یا به قول رییس دفتر فنی کارگاه: جوجه مهندس) در کارگاه ساخت پالایشگاه بندرعباس کار می کردم و مطابق عرف چنین کارگاههایی که از شهر و آبادی فاصله دارند همه ما مجبور بودیم 23 روز پشت سرهم روزی 10 ساعت کار کنیم و 7 روز برای استراحت به تهران برویم و در این 23 روز هم در کمپهای (البته مجهز و نسبتاً شیک) کارگاه اتاق داشتیم و شبها را به صحبت با هم و بازی ورق با بزرگترها و بعضی وقتها هم که به سرمان می زد به صدای موزیک بلند و رقص برخی بچه های اهل حالتر واحد خود نگاه می کردیم. برخی اوقات هم در واحد برخی دوستان به تماشای تلویزیون دوبی و کانال 33 ماهواره که از تلویزیون دوبی سانسور و بعد رله می شد و بدون نیاز به دیش با آنتن عادی حتی در بندرعباس هم قابل رویت بود نگاه می کردیم.
23 روز کار پشت سرهم و در یک محیط کاری خشک، طبعاً موجب شده بود که تمام فکر و ذکر و صحبتهای همه بچه ها حول کار و مسائل کاری باشد و یکی از اولین مسائل کاری که هر شخص به آن فکر می کند وجود جایی برای کار بهتر با آینده مطمئنتر است. آن وقتها همه صحبت از منطقه جبل علی می کردند که به عنوان منطقه آزاد اعلام شده و به سرعت در حال پیشرفت است. آن زمان صحبت و اثری از دوبی نبود و این تنها 14 سال پیش است. آن زمان حتی صحبت از رفتن به بازار کویت به عنوان نیروی متخصص خارجی وجود داشت. حتی هنوز هم در میان افواه به مکانی که در آن همه جور نعمت و وفوری باشد می گویند “اونجا کویته”. اما چگونه است که این امارت بی نام و نشان یا کم نام و نشان در عرض این چند سال توانسته خود را تا این حد به حق مطرح کند و به جایی برسد که کویت را حتی نتوان به عنوان گزینه قابل مقایسه برای آن در نظر گرفت؟.
تحقیق و تحلیل روی این موضوع به نظر من برای دولتمردان کشور ما که در حال توسعه و یا در حال قصد توسعه هستیم بسیار لازم است.
در آذر ماه سال 1383 که در هتل کنکورد، پای صحبت آقای حبیب العبیدی (مدیر گروه نیلی) نشسته بودیم ایشان حرفهای جالبی زد که گوشه هایی از آن را برای تصور اهمیت بررسی مسیر پیشرفت دوبی ذکر می کنم.
(برای دیدن بقیه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید:) ایشان گفتند که “ما 35 سال پیش در دوبی، آب شیرین نوشیدنی خود را از کسانی که آب را با حیوان به در خانه ها می آوردند می خریدیم، روی سقف خانه ها سوراخ کوچکی بود که کوچکی آن باعث می شد هوا با سرعت بیشتری از آن جریان پیدا کرده و به داخل خانه بیاید و حالتی شبیه باد ایجاد کند و ما میوه ها و گوشت و دیگر چیزهایی را که نیاز به خنک ماندن داشت با طناب از سقف آویزان می کردیم تا با این باد تازه بمانند و این سقف برای ما عملکرد یخچال را داشت. همچنین شبها روی تختهای چوبی می خوابیدیم و چهار پایه آن را با روغنهای خاصی آغشته می کردیم تا حشرات موذی از آن بالا نیایند”.
در عرض این 35 سال چه اتفاقی افتاده که این امارت از آن وضعیت به موقعیت کنونی گذر کرده است؟. چه شده است که الآن مردم از اطراف دنیا برای سرمایه گذاری به دنبال خرید یک واحد مسکونی در دوبی هستند و نه در ریاض یا قاهره یا تهران؟. چه عواملی این امارت را بدانجا رسانده که امسال روزانه حدود 18000 توریست وارد آن شوند؟ یا این که چرا کشتی های بزرگ حامل کالاهای سفارش ایران در آنجا بار خود را در کشتی های کوچکتر قابل پهلوگیری در اسکله های ایران تخلیه می کنند و این کار مثلاً در بنادر عمان انجام نمی شود؟. چه شده که هم اکنون پزشکان متبحر سراسر دنیا برای ویزیت و یا عمل جراحی بیماران حوزه خلیج فارس به کویت نمی روند و در دوبی وقت ملاقات می دهند؟.
به نظر من همه این ها تنها یک دلیل دارد و آن دیدگاههای شیخ محمد، امیر کنونی دوبی و همچنین دیدگاههای امیران قبلی این کشور (مانند پدرش) می باشد. بطوری که شنیده ام پدرش در زمان حیات خود قانونی وضع کرد که به موجب آن، تخفیفهای مالیاتی مناسبی برای تجار در نظر گرفته شده بود و همین امر به تنهایی موجب استقرار تجار خارجی در دوبی و مرکزیت تجاری دوبی نسبت به امارتهای همسایه شد که در آن زمان کاملاً از هم مستقل بودند. وضعیت کنونی دوبی چیزی نیست که بطور تصادفی ایجاد شده باشد. نظمی که در آن جا حاکم است، سیستم اداری قوی و امنیت اقتصادی ایجاد شده در آنجا چیزهایی نیستند که خودبخودی و بدون فکر ایجاد شده باشند. شما می توانید شرکت احداث کرده و در عرض چند سال رشد کنید حالا با کمک شانس و یا همت خودتان، اما اگر شرکتی مانند Google تا این عظمت و در عرض این چند سال کوتاه رشد کرده این یعنی یک تفکر بلند و چند آدم قوی پشت این پیشرفت هستند و نه شانس. وقتی امیر دوبی در حال ایجاد تاسیسات زیربنایی و امنیت روانی برای ورود توریستهای فراوان به دوبی است، وقتی وی پروژه ایجاد سه جزیره به صورت درخت نخل را در دریا تعریف کرده و به اجرا می برد، وقتی که پروژه the World یا دنیا را تعریف می کند، این نشان از دیدگاهها و افکار بلند او دارد. پروژه دنیا عبارت از ساخت نقشه کره زمین در دریا به صورت مجمع الجزایر است.
از جمله کارهایی که وی کرده این است که با ایجاد فضای روانی امن و قوانین تجاری و اقتصادی سهل در دوبی، راه را برای ورود سرمایه گذاران مانند تجار و صاحبان صنایع و کارخانجات آماده کرده و سپس با وضع قانونی، ثبت شرکت در دوبی و یا مثلا تاسیس یک هتل در دوبی و چیزهایی از این دست را منوط به شراکت صاحب سرمایه با یک بومی دوبی نموده است. بنابراین صاحبان صنایع که قصد سرمایه گذاری در دوبی دارند ناچارند به صورت صوری هم که شده با یک بومی شریک شده و سالیانه از بیست هزار تا یک میلیون درهم (بسته به نوع حرفه یا پروژه) به فرد بومی حق شراکت بدهند. یادآوری می شود که این حق شراکت بدون آوردن سرمایه از سوی شریک بومی است. به این ترتیب تا حدی کنترل خود را بر روی افراد سرمایه گذار خارجی در دوبی اعمال نموده و از طرفی درآمدی هم برای بومیان دوبی ایجاد نموده است.
از طرف دیگر، شریک بومی می تواند تا حدی مشکلات داخلی سرمایه گذار را به علت آشنایی حل کند. مثلاً مدیر و مالک ایرانی کارخانه Sat Group (تولیدکننده مصالح ساختمانی) که در همین آذر ماه در بازدید از کارخانه ایشان در جبل علی برایمان سخن می گفت به این نکته اشاره کرد که با توجه به گسترش کاری کارخانه و لزوم انتقال کارخانه به زمینی با مساحت بیشتر، شریک بومی شرکتش با نفوذ بالایی که داشت توانسته زمین بزرگ و خوبی را با قیمت مناسب برای کارخانه تهیه کند.
کشوری که تا چند سال پیش، شیوخش برای گردش به شیراز و تهران می آمدند و نه کارخانه ای در آن بود و نه هتلی و نه فرودگاهی، در عرض ده پانزده سال اخیر به جایی رسیده که روزانه هجده هزار توریست وارد آن می شوند و مردم از سراسر دنیا یک واحد ساختمانی در آن پیش خرید کرده و به خاطر امنیت روانی که نام دوبی ایجاد کرده به راحتی و با اطمینان مبلغ اولیه و اقساط را می پردازند. بزرگترین مسابقات تنیس، اتومبیلرانی و گلف و اجلاس بانک جهانی و چه و چه در آن برگزار می شود و مثلا یک مهندس جوان ایرانی به همراه خانواده اش به آن جا رفته و با سرمایه خودش یک کارخانه تولید مصالح ساختمانی احداث می کند.
به راستی فکر نمی کنم که کسی بتواند هنر امیر دوبی را در ساخت چنین کشوری انکار کند. ایشان کتابی نوشته به نام “رویتی” یا “دیدگاه من” و در آن به بیان دیدگاههای خود پرداخته و متاسفانه تاکنون به زبان دیگری ترجمه نشده و اصل کتاب هم به زبان عربی است. جالب این است که وی تمام این پیشرفتهای دوبی را به همراه قوی نگاه داشتن المان دین در جامعه انجام داده است. در کل خیابانهای دوبی و بازارهای آن که قدم بزنید هیچ صحنه ای دیده نمی شود که برای یک خانواده آزاردهنده باشد. شنیده ام که هدف آنها ساخت تعداد زیادی مسجد است بطوری که کسی در مرکز شهر دوبی برای نمازخواندن در مسجد نیازی به پیاده روی بیش از پانصد متر نداشته باشد. البته به کسانی که قصد رفتن به دوبی را دارند توصیه می کنم که حتما سری به یکی از مساجد مخصوصا قدیمی تر آن بزنند.
یکی از اشتباهات فکری که بارها از اکثر هموطنان گرامی شنیده و دیده ام این است که عقیده دارند که “این ها کار خودشان نیست و مشاوران خارجی دارند و اکثر مهندسان و مدیرانشان خارجی هستند”. با این که در تاریخ ما و در دین ما به آموختن تاکید بسیاری شده اما متوجه این موضوع نیستم که چرا بیشتر ما در برخورد با نکات مثبت کشورهای همجوار، یک جور جبهه گیری درونی داریم و نمی خواهیم باور کنیم که بالاخره برخی هم از ما فهمیده تر و با عرضه تر هستند و ما باید نکات قوتشان را از آنها آموخته و به نکات قوت خود اضافه کنیم.
مگر تشکیلات مالیه (اقتصاد و دارایی)، بلدیه (شهرداری)، نظمیه (ارتش و شهربانی) و هر چه که ما فکر کنیم را خارجی ها در اواخر دوره قاجار و دوره رضا شاه نساخته و پایه ریزی نکردند. آیا این ضعف قاجار یا رضا شاه بود؟ مگر همین الآن برای هر سد بزرگی از کمک چند کارشناس خارجی استفاده نمی کنیم؟. مگر برخی از قسمتهای مطالعات سدها را کلاً یه شرکتهای مشاور خارجی واگذار نمی کنیم؟. مگر خط تولید برخی کارخانجات را عیناً از خارج وارد نمی کنیم؟. اصلا کدام قسمت از علم جهانی را ما تولید کرده ایم که به کشورهایی که از مشاور خارجی برای مدیریت استفاده می کنند ایراد می گیریم؟. دنیا واقعا یک دهکده است، اگر من نتوانم با تبر از درخت خانه ام هیزم تهیه کنم هیچ اشکالی ندارد که اره موتوری همسایه ام را بخرم یا هیچ اشکالی ندارد که اگر می بینم دخل و خرج همسایه کناری ام بسیار خوب پیش می رود از او دعوت کرده و دانش او را در زمینه امور مالی به خود منتقل کنم.
فکر نمی کنم هیچ هموطن ایرانی بدش می آمد اگر ما 15 سال پیش یعنی مثلا در سال 1371 چند مشاور خارجی در زمینه گردشگری استخدام می کردیم و با 15 سال مدیریت گردشگری و مشورت آنها، امسال کلی توریست به کشور ما وارد می شده و برای ما درآمد و شغل ایجاد می کردند. به نظر من تکیه بر استقلال علمی بومی در این دهکده جهانی مانند این است که فردی تمام محاسبات ریاضی اش را با دست انجام دهد و عقیده داشته باشد که تا زمانی که خود شخصا موفق به ساخت یک ماشین حساب نشده، از آن استفاده نخواهدکرد. بوم ما کل این دهکده جهانی است.
Another thing that we should learn from them is how they are united and how much one can have power, wealth and superior life if only he or she is considered local
?!The comments are not visible
يكي دو سال پيش فكر ميكردم كه دوبي به نهايت رشدش رسيده! ولي حالا مي بينم اشتباه كردم! تازه اول راه هستن! اين موج اولش بوده كه تموم شده! كو تا موج پنجم!
خب! لينك شما هم اضافه شد!
یاد صحبتهای شمخانی، وزیر دفاع خاتمی، افتادم که چیزی در این مایهها میگفت که: آمریکا برای اینکه غرور ملت ایران را بشکند، امارات را تا به اینجا رسانده!
در مورد توریست هم فکر میکنم که در کل قضیهی گردشگری و آمدن یک اجنبی به ایران برای خوشگذرانی، چیزی در حد گناه کبیره نزد تصمیمگیران کشور باشه!
در همین شهر ما چه کسانی بودند که قصد ساختن هتلها و پروژههای آنچنانی داشتند که با کارشکنیهای وحشتناک دولتی، تمام سرمایه را به دبی بردند!