دوبی نامه 3 (صنعت توریسم)

جمعه 16/9/1386 

     بر خلاف آن چه که در افواه و حتی رسانه های کشور ما گفته می شود که ایرانیها دوبی را آباد کرده اند و آن جا پر از توریستهای ایرانی است به جرأت می توانم بگویم که این موضوع صحیح نیست. گر چه حجم سرمایه هایی که ایرانیها برای تجارت و یا امور دیگر به دوبی برده اند زیاد است اما در برابر کل حجم سرمایه گذاری خارجی در دوبی ناچیز است. همچنین حتی اگر در تعطیلات نوروز هم به جای جای دوبی مراجعه شود، می توان درصد کم توریستهای ایرانی را در برابر انبوه توریستهای خارجی مشاهده کرد. شاید این اشتباه از آنجا ناشی شده باشد که ملاک اکثر ما، خیابان های پر طرفدار برای ایرانیها مانند اطراف فروشگاه day to day باشد، در صورتی که آن جا تنها یک نقطه کوچک از جغرافیای توریستی دوبی است که محل گذر توریستهای ایرانی و برخی توریستهای با سطح مالی متوسط آسیایی است. 

    اکثر آژانسهای گردشگری ایران تنها با چند هتل معدود سه و چهار ستاره دوبی قرارداد دارند که اکثر مشتریان آنها نیز هتلهای سه ستاره را انتخاب می کنند و بنابراین تکلیف آن همه هتل سه ستاره دیگر و هتلهای 4 و 5 ستاره و حتی هتلهایی مانند برج العرب و جمیرا بیچ و جمیرا سیتی چه می شود؟. آیا هتلهایی که قیمت هر شب اقامت در آنها حدود 600.000 تومان است شبها بدون مشتری اند؟. اکثر توریستها و تجار ایرانی با هواپیماهای ایرانی به دوبی می روند  و این هواپیماها اجازه فرود در فرودگاه شماره یک دوبی را (که چندین و چند برابر فرودگاه شماره دو وسعت دارد) ندارند، اگر توریستهای ایرانی آنجا را آباد کرده اند پس آن همه پرواز دقیقه ای فرودگاه شماره یک دوبی برای کیست؟. به نظر می رسد ما ایرانی ها یک عادت تاریخی داریم که خود را محور (pivot point) دنیا تصور می کنیم.

 (برای دیدن بقیه مطالب روی لینک زیر کلیک کنید:)    مطابق جستجوهای من و نه مطابق اسناد مراجع رسمی گردشگری که به آنها دست نیافتم، روزانه به طور متوسط حدود 18000 توریست وارد دوبی می شوند.  در نظر داشته باشید که دوبی یک کشور نیست، این تعداد توریست وارد فقط یک شهر می شوند. میزان گردش مالی و اشتغال ایجاد شده در اثر وجود این تعداد توریست موجب شده است که این کشور ناچار شود که چند برابر جمعیت بومی خود، نیروی کار خارجی وارد کرده و ضمناً آن ها را با قوانین روشن و سخت، مدیریت کند. این کشور با هزینه کردن درآمدهای ناشی از فروش نفت خود در صنعت گردشگری و به وجود آوردن زیرساختهای لازم به جایی رسیده است که پس از ایجاد یک محیط باثبات، امن و مطمئن برای گردشگری، سرمایه گذاران خارجی با اشتیاق به دوبی آمده و با تعریف پروژه های جدید و فروش آن به خارجی های دیگر و پرداخت عوارض به دولت، درآمدهای جدید و گردشهای مالی جدیدی در آن ایجاد می کنند. 

     اجرای سفت و سخت قانون در دوبی موجب شده است که کمتر کسی جرأت خطا پیدا کند. مطابق گفته های آقای حبیب العبیدی در اوان شروع مسیر توسعه دوبی، اگر دو کارگر خارجی به هر علتی با هم مشکل یا برخوردی پیدا می کردند، پلیس این کشور بدون پرسش از موضوع دعوا و تشخیص مقصر، هر دو را به فرودگاه منتقل کرده و به کشورشان باز می گرداند. ضمن این که هر کس که به هر علت در دوبی خطایی را مرتکب شده و نامش در لیست سیاه ثبت شود، بازگشتش به دوبی و دریافت ویزای بعدی کار بسیار دشواری خواهدبود. این موضوع باعث شده که یکی از چیزهایی که در سفر به دوبی به شدت به چشم بیاید وجود امنیت در آن جاست. یک زن به تنهایی می تواند تا پاسی از شب و بدون نگرانی سوار تاکسی شده به کنار خور یا هر خیابان دلخواه رفته و قدم بزند، در اغذیه فروشی ها غذا بخورد و به هتل برگردد نه این که مانند تهران اگر یک زن تنها حتی با یک بچه ده ساله کنار خیابان ایستاده باشند، دو سه ماشین کنارشان ترمز کنند.

      بر خلاف تصور، محیط دوبی بر خلاف اروپا بسیار پاک و آرام و خانوادگی است. فروش هر نوع مشروبات الکلی در فروشگاهها ممنوع بوده و تنها در برخی هتلها و شبانه فروخته می شود. نوشیدن مشروبات الکلی در ملاء عام و حرکات زننده دختر و پسر و یا پوشیدن لباسهای زننده در خیابان و مکانهای عمومی ممنوع است. روی هم رفته هیچ صحنه ای در خیابانها و مکانهای توریستی و تجاری و یا تلویزیون آن جا دیده نمی شود که سفر خانوادگی برای خانواده های ایرانی و یا دیگر کشورهای مسلمان مشکل باشد. 

    با عبور از خیابانهای دوبی، رد پای توریسم را در جای جای شهر می توان دید. به نظر می رسد کل شهر برای توریستها بنا شده است و بدون آنها باید چراغ اکثر مکانها را خاموش کرد. آن همه هتل، بازارها یا به قول ما پاساژها، رستورانها و اغذیه فروشیها، نمایندگیهای مارکهای معروف پوشاک و لوازم خانگی و مکانهای تفریحی مانند پارکهای آبی، پیست اسکی سرپوشیده با برف طبیعی و . . . . به وضوح دیده می شود که این شهر حول صنعت توریسم می چرخد و چه از این بهتر؟. نفت یکی از منابع طبیعی است که روزی تمام می شود. تفاوت این کشور با دیگر کشورهای دارای نفت مانند دو خانواده است که هر کدام دارای مثلاً دو هکتار زمین هستند. یک خانواده هر سال چند متر از این زمین را می فروشد و امرار معاش می کند و خانواده دیگر چند متر از زمین خود را فروخته و با پول آن سالانه در باقیمانده زمین کشت کرده و از درآمد حاصل از فروش سالانه محصولات این زمین، روزگار می گذراند. ایجاد محیط امن و باثبات و زیرساختهای مناسب گردشگری در دوبی موجب ایجاد یک درآمد و گردش مالی بالای ناشی از صنعت توریسم برای این کشور شده که مطمئناً رقم قابل توجهی است و ایجاد چنین محیطی که توانسته اند این همه توریست را به یک صحرا بکشاند به واقع، هنر مدیران این کشور است که شایسته تحسین و حتی تقلید است.

      ابتکارات بکار رفته در صنعت توریسم دوبی بسیار جالب توجه است. شاید اگر کسی بخواهد برای مازندران، توریست بیاورد سعی کند آنها را در کنار دریا و ویلاهای شیک اسکان دهد که از روستاییان اعماق جنگلهای مازندران که در حال تولید ذغال در کوره های سنتی جنگل هستند و یا چوپانان و یا گالشهایی که در همان دل جنگل در حال تهیه پنیر از شیر هستند و با دست غذا می خورند و رقص چوپانی می کنند نشانی نباشد. همه این کارهای در تور صحرای دوبی انجام می شود. جایی که توریستها به قلب زندگی اعراب بادیه نشین می روند و تا پاسی از شب در آن چادرها به سر می برند. نقطه ضعف دوبی نداشتن فضای کوهستانی و سرد است اما این موضوع با ساخت پیست اسکی سرپوشیده با برف طبیعی جبران شده است. ضعف دیگر نداشتن بازارهای حفظ شده قدیمی مانند بازار تهران (پشت خیابان بوذرجمهری) و بازار وکیل شیراز است اما این عیب نیز با ساخت بازار طویل مدینت الجمیرا با معماری سنتی قدیمی بازارهای عربی که حتی درب مغازه ها نیز از لته های چوبی لولایی ساخته شده و بسیار فضای قدیمی دارد جبران شده، البته اجناس مغازه ها همه جدید و مدرن هستند اما دیدن معماری این بازار یکی از جاذبه های بصری و در ضمن مرکز خرید در دوبی است. مثلاً بازاری به نام بازار ابن بطوطه ساخته شده که مسیر سفر این مورخ را بازسازی کرده است و این بازار طویل نیز دارای قسمتهایی با معماری خاص قدیمی کشورهای مصر، چین، ایران و هند و دیگر کشورهایی است که ابن بطوطه از آنها گذر کرده و در باره آنها نوشته است. یک گردشگر با گام زدن در طول این بازار بزرگ از قسمتهایی با معماری خاص آن کشورها عبور می کند که پر از مغازه هایی با اجناس مدرن و مارکهای معروفند اما در فضایی با معماری کاملاً سنتی زمان ابن بطوطه. 

    اگر از دورترین نقطه شهر دوبی و پشت به آن و رو به صحرا بایستیم و چیزی جز مشتی خاک و باد نبینیم به اوج هنر مدیران آن پی می بریم که چگونه از یک بیابان بی آب و علف، محیطی ساخته اند که آن همه توریست از سراسر دنیا روزانه به آنجا می روند و برای مردم آن جا و همچنین کارگران خارجی، درآمد ایجاد می کنند و خود نیز راضی از یک سفر مهیج و به یاد ماندنی به کشورشان بر می گردند. 

    گرچه می توان گفت که برخی از ایرانی ها، شاید به خاطر تاکید بیش از حد بر ناسیونالیسم آریایی در دوره گذشته، تا حدی به اعراب بدبین باشند (که البته من اصلا این را قبول ندارم) و هر چیز مربوط به آنها را نفی کنند  و در نتیجه تحمل این جمله بر آنها سخت باشد اما به جد می گویم که مسیر توسعه دوبی برای ما جای تامل و تحقیق و یادگیری دارد و پر رونق کردن یک بیابان به عنوان مقصد گردشگری هنر بسیار بیشتری می خواهد تا موفق کردن کشوری مثل ایران در این موضوع، که این هنر را مدیران آن کشور به حد عالی و بسیار قابل تحسین داشته اند.

4 نظر

  1. با توضيحات كاملي نوشته ايد.. عالي!!

  2. عالی بود من خودم دبی را دیده ام واحسنت گفته ام

يك پاسخ برايش بگذاريد