دوبی نامه 2 (نیروی کاری خارجی)

 پنج شنبه 8/9/1386 

   چیزی که در دوبی توجه مرا شدیداً به خود جلب کرده این است که تمام پرسنل کاری که در هر جا دیده می شود نیروی کار مهاجر خارجی هستند البته در این میان معدود نقاط امنیتی مانند پرسنل کنترل فرودگاه استثنا بوده و در آن نقاط، پرسنل عرب نیز دیده می شود. به عبارت دیگر هر کسی که باید برای کار و گردش امور یک کشور وجود داشته باشد خارجی است از گارسنها و کارگرها و خدمتکارهای هتلها و حتی مسئولان ریسپشن و حسابدار آنها گرفته تا فروشندگان مغازه ها و راننده های تاکسی ها و کامیونها و نجات غریق دریا و رفتگرها و کارمندان رده بالای شرکتها و خلاصه هر چه که فکرش را بکنید. تقریبا می توان گفت که دیدن مردمان بومی دوبی کار سختی است و البته در حجره های خود در بازار و یا در سطح مدیریتی شرکتها دیده می شوند که معمولا گذر توریستها به این مکانها نمی خورد. 

    مطابق کنجکاویهای من و شنیده های غیر رسمی که امیدوارم از طریقی به آمار دقیقش حداقل برای ارضای کنجکاوی و تحسین دست بیابم تعداد بومی های امارت دوبی (و نه کل امارات متحده عربی) هم اکنون حدود 350.000 نفر است در حالی که حدود 3.000.000 نفر کارگر و کارمند و کارشناس خارجی به صورت نیروی کار و نه مهاجر در دوبی کار می کنند. همه این نیروهای کاری دارای شناسنامه کاری مشخص بوده و اداره مربوطه دقیقا می داند که هر کارگر در کدام نقطه در حال کار است و کارگر خارجی نمی تواند به دلخواه خود محل کار خود را عوض کند و در صورتی که کسی خطایی هر چند کوچک انجام دهد فوراً از دوبی اخراج می شود و به همین دلیل از کسی خطایی دیده نمی شود. ضمناً کارگر خارجی تنها در صورتی می تواند محل کارش را در دوبی عوض کند که پس از تسویه حساب با محل کار فعلی از امارات خارج شده و سپس مجددا به عنوان کارگر محل جدید به آن جا وارد شود که این مانع خود موجب پایداری نیروی کاری در محل کار می شود. 

(برای دیدن ادامه مطلب روی لینک More در زیر کلیک کنید:)    چیزی که شایسته تحسین است این که مدیران این کشور توانسته اند این تعداد نیروی کار خارجی که چند برابر بومی ها هستند را ساماندهی و راهبری کنند، همه به سختی کار می کنند و سرویس گیرندگان (مانند توریستها و صاحبکاران) نیز راضی هستند و همه چیز هم مشخص است. هم روابط بین کارفرما و کارگر خارجی، هم محل کار آنها و هم وضعیت سابقه زندگی و اخلاقی و قضایی و سابقه رضایت کارفرمایان از آنها. هیچ کس نمی تواند از قانون فرار کند زیرا قانون به سختی اجرا می شود. 

     آنجا به یاد آوردم در ایران برای سالیان متمادی و حتی الآن، کارگران افغانی به داخل می آمدند و هر کدام در هر شهری که دلشان می خواست کار می کردند. در جایی خلاف می کردند و به شهر دیگر رفته و به کار دیگر مشغول می شدند. وزارت کار و یا نیرو انتظامی نمی دانستند چه کسانی الآن در داخل کشور هستند در کجا کار می کنند و خلاصه سوابقشان چیست. واقعیت این است که ما قادر به ساماندهی یک تیپ نیروی کارگر خارجی (افغانی) نبودیم چه برسد به این که چند برابر جمعیت خودمان نیروی کار خارجی از پاکستان و هند و یمن و مصر و اندونزی و فیلیپین و . . . به ایران بیاید. حالا هر کس بگوید که ما ایرانیها سابقه چند هزار ساله و چه و چه داریم. این چیزها درست اما واقعیت، خروجی (output) کنونی سیستم اداری ماست. ما نتوانستیم و با این نان و ماستها هم نمی توانیم. 

    چند روز پیش که شب نزدیکیهای هتل کنکورد قدم می زدم و از شکل و شمایل شهرسازی و منظر شهری خیابان لذت می بردم از یکی از سوپرمارکتها آب انبه خریدم و هنگامی که سوار تاکسی می شدم مقدار بسیار کمی از آن روی صندلی عقب کنار دستم ریخت. گرچه در آن تاریکی، راننده متوجه نشده بود و من هم آن مقدار کم را با دستمال پاک کردم اما از آنجا که می دانستم آن جا کار چونه ای نیست و ممکن است قانون برای راننده دردسر درست کند کمی به قول بچه ها وجدان درد گرفتم و خیلی آهسته به راننده گفتم آیا در ماشین دستمال دارد یا نه که او گفت چه شده و وقتی به او ماجرا را گفتم با دست به سرش کوبید و خیلی مودبانه و در حالی که خیلی پریشان شده بود گفت “چه کار کردی دوست من”. در حالی که خیلی ناراحت بود از ماشین پیاده شد و با دستمال صندلی را که سطح کوچکی از آن نم گرفته بود چندین بار مالید و گفت که تا ساعت پنج صبح نباید کار کند. وقتی از او دلیل را پرسیدم گفت که اگر مسافری به آفیس شرکت تاکسیرانی تلفن بزند و بگوید که صندلی عقب کمی نم داشته او نابود می شود و من با عذر خواهی دو برابر کرایه مسیر را به او دادم و از امنیت و قانونمندی ایجاد شده در آن جا به فکر فرو رفتم.

يك پاسخ برايش بگذاريد