دوبی نامه 1 (آیا شما ایرانی هستید؟)

    ماجرا بر می گردد به این که در دو سفر قبلیم به دوبی، چیزی که باعث تعجبم می شد این که رانندگان تاکسی بلافاصله بعد از نشستن من و همراهان در ماشینشان می فهمیدند که ما ایرانی هستیم و عبارت are you Iranian? را بارها از آنها شنیدم. توضیح این که در دوبی نیز مانند بندرعباس یا کیش خودمان یا اکثر کشورهای دنیا اکثر تاکسیها به قول خودمانی تاکسی دربست هستند و تنها بعد از پیاده کردن مسافر خود به دنبال مسافر بعدی می روند و رانندگان تاکسی دوبی هم عمدتاً پاکستانی، هندی، فیلیپینی، اندونزیایی و بنگلادشی هستند گر چه چند راننده مصری و یمنی هم دیدم. نیاز به توضیح ندارد که برخی از هموطنان ما نیز به طور قاچاقی اقدام به مسافرکشی می کنند. 

   من فکر می کردم این موضوع به شکل و قیافه یا لهجه ماها برمی گردد اما امروز فهمیدم که این تنها ما ایرانیها هستیم که اگر بخواهیم سوار تاکسی شویم حتما در صندلی جلو کنار راننده می نشینیم و مسافران اهل کشورهای دیگر به تنهایی یا با همدیگر در صندلی عقب می نشینند. این موضوع آنجایی حائز اهمیت می شود که ما ایرانیها کم پشتوانه ترین و ضعیفترین توریستهای دنیا هستیم و هر کس که بفهمد با یک ایرانی طرف است تا حد امکان سوء استفاده های لازم را میکند.     

(برای دیدن ادامه مطلب روی لینک More در زیر کلیک کنید:)     یادم می آید که نوروز امسال هنگامی که یک تاکسی را از خیابان رقه برای هتل دریم پالاس در خیابان المرقبات کرایه کردم تا با انجام یک کار یکی دو دقیقه ای در آنجا، به طرف بازار مرشد بروم و طبق معمول در صندلی جلو نشستم، راننده پاکستانی سوال کرد: are you Iranian? و من هم متعجب گفتم بله. لازم به توضیح است که برخورد محدود من با اقوام حاضر در آنجا به قول انگلیسیها clearly نشان داده است که راننده ها و کارگرهایی از کشورهای شرق دور مانند فیلیپین و اندونزی و تا حد زیادی هند، کاملا مانند افغانیهای خودمان سرشان را می اندازند پایین و کارشان را به نحو احسن انجام می دهند بدون آن که به چیز دیگری فکر کنند و کار خود را هم تا جایی که من دیده ام با خوشرویی انجام می دهند. من ندیدم راننده اهل اندونزی باشد و صدای ضبط ماشینش بلند باشد یا این که بی ادب باشد. اما امان از این پاکستانیها که تجربه من کاملا نشان داده که از لحاظ شامورتی بازی کاملا شبیه برخی ما ایرانیهای شریف هستند. 

   از آنجا که به خاطر کنده کاریهای ایستگاه مترو در وسط خیابان رقه حدود نیم ساعت در ظهر دوبی طول کشید تا راننده مرا از مسیرهای یکطرفه به یک خیابان آن طرفتر و دم در هتل برساند هنگام پیاده شدن از من سوال کرد که مسیر بعدی ات بعد از برگشتن از هتل کجاست و من گفتم بازار مرشد (چیزی شبیه خیابان جمهوری یا کوچه برلن خودمان) و او گفت که من نمی توانم ببرم شما 15 درهم (حدود 4 هزار تومان) کرایه تا اینجا را بده. 

    گرچه تاکسیمتر تاکسیهای دوبی علاوه بر کیلومتری، زمانی هم کنتور می اندازند اما مشخص بود که بخاطر ترافیک، ترجیح می دهد مرا قال بگذارد. به او یادآوری کردم که مطابق قانون شرکت مربوطه تاکسیرانی، وی موظف است تا هر جا و هر زمان که من بخواهم در رکاب، انجام خدمت کند اما او گفت که اصلا همچین قانونی نیست و you donot know و در حالی که دستش را به دهانش می برد گفت که مگر من آهنم و به غذا نیاز ندارم و در آخر، جمله تاریخی ما جهان سومی ها و لب کلام خودش را گفت که only work? 

   این جمله اش بود که مرا بر آن داشت که حال مبارک را بگیرم و گفتم صبر کن تا شماره آفیس مربوطه را بگیرم و به رئیس مربوطه ات بگویم که آیا می توانی مرا بگذاری و بروی یا نه. و تا شروع کردم شماره را از روی داشبوردش یادداشت کردن او یک پیشنهاد محترمانه شرقی داد که آقا ما از خیر کرایه خود گذشتیم و تو را به خیر و ما را به سلامت، که من هم چنین کردم. 

   آنجا به یاد آوردم که در سال 1383 تورلیدر هتل مان که ایرانی بود با یک ماشین ون که 7 صندلی داشت می خواست 9 نفر از ما را به نمایشگاه صنعت ساختمان در مرکز تجارت جهانی ببرد و تازه نفری 30 درهم (یعنی گرانتر از کرایه تاکسیهای دربست برای یک نفر) هم بگیرد. من اعتراض کردم اما همسفران دیگرمان که عمدتا مهندسان مسن تر بودند گفتند که “حالا اشکال نداره”. اما وقتی سوار ون شدیم تازه فهمیدیم که کولرش هم خراب است و در آفتاب گرمای آذر ماه دوبی باید مسیر نیم ساعته را بدون کولر برویم که من به اعتراض بلند شدم و دیگران هم با کمی من و من بعد از من در حال پیاده شدن بودند که باز هم این تور لیدر مهربان، یک پیشنهاد محترمانه شرقی داد که حالا اشکال ندارد نفری 20 درهم بدهید که این موضوع باعث شد سه چهار نفری در ماشین بمانند. من بلافاصله یک تاکسی گرفتم و به همراه دو نفر دیگر با کرایه کلی 30 درهم به طرف نمایشگاه حرکت کردیم که تور لیدر مهربان، دربان پاکستانی هتل را فرستاد جلوی راننده تاکسی ما گرفت و از او سوال کرد که چقدر کرایه از اینها می گیری و با شنیدن 30 درهم اخم کرد و برگشت. 

يك پاسخ برايش بگذاريد